سيد محمد حسن بني هاشمي خميني
34
توضيح المسائل مراجع ( فارسي )
مسائل متفرقهء تقليد س 46 : مراد از جاهل مقصّر چه كسى است ؟ ج : جاهل مقصر به كسى گفته مىشود كه متوجه جهل خود بوده و راههاى رفع جهالت خود را هم مىداند ، ولى در آموختن احكام كوتاهى مىكند . س 47 : جاهل قاصر كيست ؟ ج : جاهل قاصر كسى است كه اصلًا متوجه جهل خود نيست و يا راهى براى بر طرف كردن جهل خود ندارد . س 48 : احتياط واجب چه معنايى دارد ؟ ج : يعنى وجوب انجام يا ترك فعلى از باب احتياط . س 49 : آيا عبارت " فيه اشكال " كه در بعضى از فتاوى ذكر مىشود ، دلالت بر حرمت دارد ؟ ج : بر حسب اختلاف موارد ، معناى آن فرق مىكند . اگر اشكال در جواز باشد دلالت بر حرمت در مقام عمل دارد . س 50 : عبارتهاى " فيه اشكال " ، " مشكل " ، " لا يخلو من اشكال " ، " لا اشكال فيه " فتواست يا احتياط ؟ ج : همهء اين عبارتها دلالت بر احتياط دارند ، مگر عبارت " لا إشكال فيه " كه فتوى است . س 51 : فرق بين جايز نبودن و حرام چيست ؟ ج : در مقام عمل بين آنها فرقى نيست . مرجعيّت و رهبرى س 52 : در صورت تعارض فتواى ولى امر مسلمين با فتواى مرجعى در مسائل سياسى ، اجتماعى و فرهنگى وظيفه شرعى مسلمانان چيست ؟ آيا معيارى براى تفكيك احكام صادره از طرف مراجع تقليد و ولى فقيه وجود دارد ؟ مثلًا اگر نظر مرجع تقليد با نظر ولى فقيه در مسألهء موسيقى اختلاف داشته باشد ، متابعت از كداميك از آنان واجب و مجزى است ؟ به طور كلى احكام حكومتى كه در آن نظر ولى فقيه بر فتواى مراجع تقليد برترى دارد ، كدام است ؟ ج : در مسائل مربوط به ادارهء كشور اسلامى و امورى كه به عموم مسلمانان ارتباط دارد ، نظر ولى امر مسلمين بايد اطاعت شود . ولى در مسائل فردى محض ، هر مكلفى بايد از فتواى مرجع تقليدش پيروى نمايد . س 53 : همان گونه كه مطَّلع هستيد در اصول فقه از مسألهاى تحت عنوان " اجتهاد متجزّى " بحث مىشود ، آيا اقدام امام خمينى " قدس سره " در تفكيك مرجعيت و رهبرى ، گامى در تحقق تجزّى در اجتهاد محسوب نمىشود ؟ ج : تفكيك بين رهبرى ولى فقيه و مرجعيت تقليد ، ربطى به مسألهء تجزّى در اجتهاد ندارد . س 54 : اگر مقلد يكى از مراجع باشم و در اين حال ولى امر مسلمين اعلان جنگ يا جهاد بر ضد كفار ظالم نمايد و مرجع تقليد من اجازه شركت در جنگ را ندهد ،